من از
سحاواجا ( سازمان حفاظت اطلاعات وامنيت جمهوری اسلامی ایران ) به علت مشکلاتی که
برای من به وجود آوردند استعفاء دادم و هر سازمانی که مايل باشد با من در ارتباط
باشد یا من را از کشور خارج کند مایل به هم کاری هستم.
من به علت به وجود آمدن مشکلاتی از طرف سازمانم که به وجود آمده است، از سازمان بیرون آمدم ، و در تاریخ 1/4/83 من استعفاء نامه ام را برای نمايش در این وبلاگ می گذارم . اگر مايل بودید با من در ارتباط باشيد به ايميل من پيغام بدهيد.
درود بر شما ملت عزيز:
هر لحظه که از زمان جلسه انرژی اتمی سازمان ملل می گذرد احتمال حمله به ايران زياد می شود:
1. از يک طرف اسرائيل چراغ سبز حمله به مراکز هسته ای را که ما چند ماه پيش افشا کرده بوديم را گرفته است.
2. از طرف ديگر اتحاديه اروپا با آمريکا در مورد مسله عوض کردن حکومت ايران به توافق رسيدند .
3. عوض شدن رئيس سازمان اطلاعاتی آمریکا (سيا) با گريه و اين يعنی قدرت گرفتن پنتاگون و می دانيم که تفکر پنتاگون حمله به ايران است.
4. دست گيری دومعاون وزير اطلاعات به جرم جاسوسی برای سيا.
5. در گيری در بيت خامنه ای و بيت هاشمی رفسنجانی در مورد ادامه نظام.
6. بر قراری حکومت نظامی نا محسوس در اکثر شهر های ايران.
7. نقل و انتقالات نيروهای آمريکايی به طرف مرز های ايران هم از قسمت افغانستان و هم مرز آبی جنوب و هم از سمت مرز عراق و هم از سمت آذربایجان.
تمام اين شواهد نشان می دهد که حرکات بين اللملی در مورد ايران قرار است انجام شود و نويد آزادی به گوش می رسد.
آزاد باد ايران
شبح
ملت ايران بگوش باشيد كه رژيم
فاشيست آخوندا در يك آزمايش اتمي در نيروگاه طالقان ( نزديك 50 كيلو متري شهرستان
طالقان) كه در آن مقررات ايمني رعايت نشده بود ، دست به آزمايش بمب اتمي از نوع A-85 با خلوص اورانيوم 85% مي برد .
در پي اين آزمايش كه به علت رعايت نشدن اصول ايمني محافظ راكتور آسيب مي بيند ، و
باعث انفجار در عمق 30 كيلومتري زمين مي شودكه محل اصلي
اين نيروگاه است .
اين نيروگاه كه در هفته اخير توسط بازرسان كشف شد داراي دو بخش بود كه بخش اول كه
در واقع همان بخش كه بازرسان ديدن كه تحقيقاتي در مورد كشاورزي هسته اي انجام مي
دهد ، بخش بعد كه در عمق 30 كيلو متري زمين هست داراي اصول حفاظتي و همچنين
دارا بودن محافظ هايي كه از كره شمالي براي جلو گيري از تشخيص اين نيروگاه استفاده
ميشود ، و در آن از نيروهاي كره شمالي و چين استفاده مي شود .
شدت و موج انفجار اين نيروگاه در بخش دوم باعث حركت گسل هاي زمين شد. چون اين
مكان در داخل رشته كوه البرز هست ، .بيشتر تكانها به استانهايي اختصاص داشت كه به
رشته كوه البرز متصل بودند از جمله استان گلستان ، مازندران ، گيلان ، اردبيل ،
قزوين ، تهران و حتي دامنه ها و دشت هاي البرز از جمله مرز استان تهران و قم و هم
چنين زنجان.
پيش از اين رژيم جمهوري اسلامي دست به آزمايشات اتمي ديگري زده
بود كه باعث مرگ هموطنان ما شد براي مثال آزمايش بمب اتمي B-80 در سيرجان كه باعث مرگ هموطنان در بم شد. و يا آزمايش بمب اتمي C-75
در واگن قطار در ايستگاه خيام نيشابور . اين رژيم تا ماه شهريور
تمام و كمال به فناوري ساخت بمب اتمي دست پيدا مي كند.
اين
اقدام رژيم براي دور كردن افكار عمومي از مسئله تظاهرات هاي 18 تير است ، و تا چند
همه فضا كمك رساني به مردم زلزله زده را بوجود مي آورد . آگاه باشيد كه در كمك
رساني مانند قضيه بم مي مانند ، و كمك هاي شما به آنها نمي رسد. مردم ايران هرچه توان داريد براي
مبارزه با اين رژيم كه حتي به فكر جان ملت ايران نيست ، انجام دهيد.
در سال 1383 كه به اميد خدا سال از بين رفتن اين رژيم است ، كساني كه وابسته به نظام هستند ، پيش رسيدن 18 تير تظاهرات راه بياندازند. دكترين اين ماجرا به اين شرح است:
اطلاعات سپاه و اطلاعات نا جا با كسب خبر از اين يك سري تحركاتي در دو ماه خرداد وتيرمي خواهد انجام شود ، دست به اقداماتي زدند از جمله :
1. يورش يگان ويژه به خيابان ها به عنوان مبارزه با موتور سواران.
2. خريد 1500 دستگاه موتور از شركت هندا براي موتور سواران .
3. فعال كردن گروهك سپاه سربلند محمد براي وحشت روشن فكران .
4. علم كردن ماجراي دادگاه مطبوعات.
5. ايجاد لوح ياد بود مجروحان شيميايي براي جلب توجه خانواده شهدا .
6. ايجاد در گيري هاي پيش از موعد 18 تير ، در نظر داند در روز 14 خرداد برابر با روز مرگ خميني دعوا زرگري بين راستي ها و چپي ها پيش بيايد ، گروهك چپ را مثل هميشه افراد مجاهدين انقلاب اسلامي به سر كردگي بهزاد نبوي و خسرو تهراني و راست را الله كرم هدايت مي كنند، با ايجاد اين در گيري وزارت اطلاعات خيلي ازافراد فعال را مي گيرد.
7. اطلاعات ضعيفي براي بمب گذار مكانهاي در دست داريم ، كه تا خبر آن تاييد نشود ، اعلام نمي كنيم.
باز هم تكرار مي كنم افراد مجاهدين انقلاب اسلامي هر كدامشان بوزارت اطلاعات همكاري مي كنند و گوله حرف هاي اين ها رو نخوريد ، چه از اون حجاريان كه تو وزارت اطلاعات كار مي كرد و جه از اون محسن سازگارا كه تاسيس كنند سپاه بود.
زنده باد ايران
شبح 6/3/1383
متن نامه حميد ذاكري در مورد تظاهرات 18 تير:
فقط حضور ميليونى در 18تير
از آنجاييكهسال سال سرنوشت ساز و سال رسيدن مردم ايران به آزادي از دست اهريمنان در ايران ميباشد و از آنجاييكه هر ساله در طول ساليان گذشته تجمعات درون كشور با دسيسه ها و
توطئه اطلاعاتي رژيم به انحراف كشيده شدن و در نهايت موج سركوب توانسته رژيم را با
موفقيت روبرو ساز و نمونه بارزش اعتراضات مردمي در سال گذشته
بود كه رژيم با
استفاده از رسانه هاي خارج كشور اين اعتراضات را براى مقابله و خنثي سازي به پيش از
موعد 18 تير انداخت و در نتيجه با داشتن فرصت كافي از يك سو توانست خبر رساني خبر
گذاري ها را خنثي نمايد و از سوي ديگر اعتراضات را به حاشيه شهرها بكشاند و در نتيجه
عواقب آن باعث شد كه 18 تير سال 82 كم رنگترين اعتراضات مردمي و دانشجويى در نوبه
خودش باشد و اين سال سال 1383 را هم رژيم با حربه و راهكارهاي جديدي به ميدان وارد
شده و در مرحله اول براى شروع خنثي سازي اين انقلاب دست به واردت ايرانياني از سستم
اطلاعاتي خود زده كه آنان را بنام ايرانيان مبارز و همسو با سازمانهاي اپوزيسيون
وارد ايران نمايد و در نتيجه با دستگيري و به وحشت انداختن مردم در ايران جامعه
داخلي و خارجي را به اين مسله قانع سازد كه تحريكات درون كشور خودجوش نبوده و تماما
بوسيله اپوزيسيون خارج از كشور طراحي و پشتيباني مالي ميشود كه بدينوسيله ميتواند در درون و بيرون كشور خود را از نظر اخبار خبرگزاريها معصون دارد و سركوبهاي داخلي راسازمان يافته به پيش راند و اين اخطار كه از طرف اين سايت به شما عزيزان در ايران اعلام ميگردد دلسوزان ميباشد كه از تاريخ 23 خرداد تا 17 تير را صرفا ازتجمعات در هر گوشه و كنار پرهيز داريد و نهايت كوشش خود را به دادن آگاهى به مردم نماييد و خود را جهت وارد شدن به 18 تير نماييد و آن را روز قيام ملت ايران نماييد اين پسنديده تر ين راه و روش يك انقلاب مردميست و در صورتيكه اين انقلاب را به تفرقه و گوشه هدايت كنيد پيروزي رژيم و شكست مردم 100 در 100 تنظيم خواهد شد و اميدواريم كه تمامي رسانه هاي اپوزيسيون در اين مسير براى مردم ايران در سال 83 كارساز آيند و فقط براى حضور در روز 18 تير مردم ايران را آماده سازند و از هرگونه تجمع در روزهاي پيش رو مردم را منصرف سازند اين عهديست كه بايد بين ايرانيان در درون و بيرون بصورت پيوند مستحكم گردد و رژيم را به نابودي كشاند با درود به شما ايرانيان عزيز ...ذاكري
با سلام خدمت دوستان ، با سعي و تلاش ياران شبح توانستيم تعداد از خانه هاي تيمي سپاه و انصار حزب الله را كشف كنيم . باشد كه اين اطلاعات مفيد و ارزشمند باشد و بدانيد در نزد يكه و در همسايگي شما چه رويدادهايي رخ ميدهد.
مخفيگاه
1- تهران. سي متری نيروی هوائی روبروی پمپ بنزين جنب سيمرغ نبش کوچه تشخيص هويت . باغ بزرگيست که متروکه قلمداد می شود و يکتابلوی کوچک برسردرش نسب شدهکه مذمونش " مرکز ورزشی شرق تهران" است . ولی اين مکان در حقيقتيکی ازبازداشتگاههای مخوف و مخفی اطلاعات سپاه پاسداران است که بسياری از مفقودين و ربايششدگان را به آنجا انتقال میدهند.
2- يکی از مراکز اصلی که لانه انصار حزب الله و محل تسليحاتی و تدارکاتی آنان است مسجد اعظم چيذر در شمال خيابان شريعتی می باش
3- مسجد النبی جنب کلانتری 127 و دور ميدان هفت حوض نارمک .که محل تجمع لباس شخصي ها است.
4- انتهای خيابان پنجم نيروی هوايي کوی ساعتچی کوچه کلانتری 128 از پلاک 101 تا 105 ساختمانهای نوساز. رويکار سنگ سفيد بنام بيت الرقيه .که مديريت آن با آخونديست بنام هاشمی نژاد نماينده بيت رهبری که اين محل دپو تجهيزات انصار حزب الله است
5- انتهای خيابان پنجم نيروی هوائی کوی 37/5 مسجد انصار الحسين که دارای افراد وقيهی می باشد و در آنجا تمامی خودروهای بنز الگانس که در پوشش نيروی انتظامی هستند تجهيز و آماده عمليات می باشند.
6- خيابان ششم نيروی هوائی مسجد الا نبياء نبش کوی 30/5 که گشت هاي شبانه و ايست و بازرسی در فلكه دوم نيروی هوائی از آنجا تغذيه می شود.
7- خيابان ششم نيروی هوائی نبش کوی شکرچی 29/5 ساختمانی 3طبقه با سنگ مرمر سفيد پلاک 68 متعلق به اطلاعات سپاه پاسداران و از خانه های تيمی می باشد.
8- مسجد امام محمد نقي در انتهای نيروی هوائی نبش بلوار ابوذر که مرکز سازماندهی لباس شخصي های عضو رسمی سپاه می باشد.
9- انتهای پيروزی ميدان کلاه دوز جنب مجتمع ورزشی و فرهنگی پيروزی پايگاه مقاومت بسيج شرق تهران که تابلو برای شناسائی ندارد ولی خودروهايی با پوشش اداره آگاهی در آنجا رفت و آمد مي کنند.
10- تقاطع اتوبان اسب دواني و افسر يه که محل تسليحاتی و تجهيزات می باشد و کليه وانت بارهای سياه رنگ که در سرکوب هاي نقش فعالی داشتند از اين مکان فرستاده می شدند.
11 - خيابان پيروزی چهار راه كوكاكولا سر خيابان اول پايگاه شهيد موحدی کرمانی که در حقيقت يکی از مراکز عملياتی اطلاعات سپاه پاسداران می باشد.
12- خيابان پيروزی داخل خيابانی که نبش آن بيمارستان فجر و مرکز مخابرات سه راه سليمانيه مي باشد انتهای آن خيابان و هم چنين حوالی ميدان شهدا ( ژاله سابق ) در اين دو مکان عمده نيروهای لباس شخصی سپاه مستقر هستند.
13- خيابان پيروزي خيابان بستان منش(صد دستگاه سابق) انتهاي خيابان آراشگاهي هست كه جنب آن يكي از مخوفترين خانه تيمي هاي سپاه هست ، و حتي با ماشين سپاه هر روز آذوقه و غذا مي آورند.
از اسمش پيداست. بسيج در فرهنگ عميد بطور عمده مساويست با ساز و سازمان جنگ و امادهگي جنگي.
در ايران به ابتکار خميني اين نيرو با جذب مخلوطي از ساده لوحان و ...متولد شد. سادهلوحاني که به گمان خود به اسلام خدمت ميکردند و جزو لشکر صاحب الزمان بودند و ... و خود فروشاني که اين نيروهاي مخلص نادان را سالها گوشت جلوي توپ ميکرد و بعد از ان هم هرگاه لازم بود، انان را براي سرکوب هموطن و خواهران و برادرانشان به خيابانها مي کشاند.
حالا دوباره حظورشان واجب شده است. در خيابانها مانور بدهند و وحشت را از نوع امام زمانيش در جامعه نمايش دهند. براستي ايمان کورکورانه به مذهب پوسيده اخوندي با سر تا پا خرافات و اراجيف، از يک جوان چيزي مي سازد که به الت دست مشتي الاغ سوار ديروز و بنز سوار امروز تبديل ميشود.
نظام اسلامي بر دوش خائنين استوار است وگرنه ايراني با وجداني نيست که بگويد انقلاب کرد که قدرت را از شاه بگيرد و به ملا بدهد. هم شلاق بخورد و سنگسار شود و هم با ناباوري شاهد نابودي ميهنش و ارزشهاي والايي که روزي داشت ، باشد.
نميدانم ما چند تا بسيجي داريم. شايد در کل تهران 12 ميليوني 10 -20 هزارتايي از اين قماش باشند که چيزي نيست، اما اينها بخاطر اسلامي بودنشان با زهرا زهرا کردن و حيدر حيدر كردنشان و دانشجو کشتن و دختر آزاري و دزدي (مانند دفتر قرض الحسنه بسيجيان و يا محمد الرسول الله اصفهان) هزار تا جنايت ديگر توانستهاند جامعه را به جنگل بي قانوني بدل کنند .
در آن گروهي که روزي سربازان گمنان و روز ديگر گروه خودسر وروز سوم بچه هاي نواب صفوي و روز چهارم سپاه سربلند محمد و.. (هر لحظه به شکلي )، با ايجاد وحشت در جامعه، راه را براي سرکوب ملتي که نميخواهد نقش امت در صحنه را بازي کند، هموار ميکنند.
هر بار هر مرتبه به همان شيوه. سفيد پوشان، در خيابان نماز جماعت خوانان، با قمه و زنجير زير پيراهني که روي شلوارشان انداختهاند، ريش در هم پيچيده و چشمان انتقام جو.
ايا اين تمثيل اسلام است؟ ايا اگر امام زمان بود، گردن اينها را اول از همه نميزد؟ و گردن اربابان خدا فروششان را؟
ان گروه ساده دل اما نميداند که از احساس و خلوصش چه سوء استفادهاي ميشود، لاجرم نادان است و ناداني اغاز جنايت است.
به اميد روزي که هيچکس شعورش را به ديگري واگذار نکند و اگاهي اين برادران از نقش ننگيني که بازي ميکنند.
.
پس ازمرگ خميني و روي کار آمدن حجتالاسلام خامنهاي به عنوان دومين رهبر جمهوري اسلامي تغييرات فاحشي نيز درانگارههاي ساختاري نظام و قانون اساسي جمهوري اسلامي بوجود آمد.
از آن جمله بود تبديل ولايت فقيه به ولايت مطلقه فقيه که به شهادت جمع کثيري از فضلا و مراجع تقليد آزادهاي همچون منتظري، صانعي و ... فاشيستيترين قرائت ممکن از تئوري ولايت فقيه است. محصول اين نظريه جعلي جديد افرادي است استحاله شده و يا ذوب شده در ولايت که اطلاعت بيچون و چرا و کورکورانه از ولايت عظماي مطلقه فقيه را حتي از اطاعت خدا نيز واجبتر ميدانند.
"جنبش فاشيستي ذوب در ولايت" همچون تمامي جنبشهاي فاشيستي در حالي در جامعه ايران بروز کرد که جامعه دوران گذار خويش را طي مينمود. دولت هاشمي رفسنجاني در حاليکه در صدد توسعه و سازندگي ساختگي خويش برآمده بود شاهد تغييراتي درنوع ذائقه مردم شد که خوشايند وي نبود پس بدون آنکه ساختارهاي سياسي و اجتماعي جامعه را بر اساس علائق مردم مورد دستخوش قرار دهد راه نظاميگري و مشي امنيتي کردن جامعه را برگزيد که وي بعدها البته سکوت و خفقان ناشي از ترس و رعب بوجود آمده در بين مردم را رضايت و آسايش مردم نام نهاد. در همان سالها بود که جنبش فاشيستي ذوب در ولايت در دامان امنيتي پر مهر هاشمي متولد شد و دوران بلوغ و فطرت خويش را پشت سر گذاشت.
اين جنبش کوششي فراگير در جهت خلقي و مردمي کردن ارتجاع و محافظهکاري بوده و همچون مکتب اصيل خويش فاشيست همواره نقطه مقابل حکومت و قانون بوده است.
جنبشهاي فاشيستي همواره در تمامي نقاط دنيا داراي خصائص مشترکي همچون؛ روحاني بودن، وجود نوستالوژي رمانتيکي در آنها، ترس از جهان جديد و مدرن و سخت و غيرقابل نفوذ بودن هسته آنها، ميباشند.
در تمامي جنبشهاي فاشيستي قدرت، انضباط و اطاعت بيچون و چرا نه امري ناپسند بلکه از ارزشي مقدس و والا برخوردارند، برادري فاشيستي در برادري اطاعت و تسليم است.
از ديگر ويژگيهاي برجسته جنبشهاي فاشيستي ميتوان به ؛ تسليم و اطاعت محض بدون تفکر، تأکيد بر خشونت تا پرستش عرفاني آن، پيشوا و رهبر را مظهر حقيقت و عدل و تمام خوبيها دانستن و در آخر تعطيلي فرهنگ و انديشه و نشاندن تبليغ بر آن.
بنيتو موسوليني بنيانگذار مکتب و جنبش فاشيستي خود در تعريف فاشيسم ميگويد:
"زندگي بر پايه فرد فاشيست بايد جدي، بي پيرايد و توأم با رياضت و مذهبي باشد فرد فاشيست زندگي مرفه و آسوده را خوار ميداند"
در نگاهي ديگر به جنبشهاي فاشيستي ميبينيم که فاشيسم همواره توتاليتر و انحصار طلب بوده و حاکميت مظهر تمامي مرجعيتها در آن بوده است.
حال که شناخت نسبي از مکتب و جنبش فاشيسم بدست آورديم با نگاهي گذرا به عناصر و نيروهاي ذوب شده در ولايت پي به تشابهات بسياري بين ايشان خواهيم برد که اطلاق عنوان فاشيستي را به آن پر بيراه نخواهيم يافت.
در جنبش فاشيستي ذوب در ولايت اوصاف زير مشاهده مي شود:
ايدئولوژي کلگرا
داراي حزب و منشي واحد که نسبت به ايدئولوژي بشدت وفادار بوده و باشد.
توسط ولايت مطلقه فقيه (پيشوا) رهبري شوند.
حکومت رعب و وحشت بوسيله عناصر مردمي وفادار (لباس شخصي!) ايجاد ميگردد.
کنترل انحصاري اقتصاد- رسانهها- ارتش
تقليل فرهنگ به عناصر تبليغاتي براي نظام
در اولين رويکرد جنبش فاشييتي ذوب در ولايت ما شهد کشتن شخصيت حقوقي
اينجاست که جامعه خود درگير شود خشونت امري رايج است هر کس با کمتر اختلافي به جان ديگري ميافتد. در ثاني در اين مرحله تمام توان مبلغان اين تفکر ملموس نمودن خشونت است، رواج فيلمهاي خشن و کشت و کشتار از رسانه ملي و دولتي تبليغ خشونت و تئوريزه نمودن آن از سري تريبون فکري هدف اصلي در اين گام است.
گام آخر جنبش فاشيستي ذوب در ولايت "کشتن فرديت" است. وقتي که فرديت از بين رفت و جامعه شد يک جامعه پوپوليستي و تودهاي ديگر فردي وجود نخواهد داشت .مثال خارجي آن اردوگاههاي مخوف مرگ آلمان نازي باشد و زندانهاي غير مسئولانه همچون 59-66-209 و ... مثال بارز داخل کشور ميباشد.
هانا آرنت ميگويد: بهترين و تنها راه استقرار فاشيسم در هر جامعهاي 2 عامل ميباشد:
پليس مخفي
گانگسترهاي خياباني (اوباش و گروههاي فشار)
محفل هاي اطلاعاتي ترور همچون ستاد قتلهاي زنجيرهاي و بروز پديده لباس شخصيها عينيت بخش کلام آرنت در تقويت گمانه زني ما براي پيدايش فاشيستي ذوب در ولايت در نظام ج.ا.ا امروزي ايران ميباشد.
امروز جنبش فاشيستي ذوب در ولايت با تسلط بر قوا و ارکان انتصابي نظام به تمامي اهداف خويش دست يافته است.
اسارت انديشمندان قشر فرهيخته جامعه، بستن دهانها و چشمها و گوشها، توقيف مطبوعات، انحصار رسانههاي جمعي، ممنوع کردن کلاسها و تفکرها، حصار بيوت و اماکن فکري غيرخودي و ...
فاشيسم کسي است که ميخواهد بر انسانها و کل جامعه چيرگي تام پيدا کند و ما امروز شاهديم که قوه قضائيه نظام جمهوري اسلامي ايران عملا" با ابزارهاي قهره خود در پي تبليغ آن است که همه مثل ما بايد فکر کنند و تکثير و قرائتهاي مختلف ممنوع است و مجازات توقيف و بازداشت و حتي اعدام را در پي دارد و ارعاب مؤثرترين راه براي شيوه ميباشد مثلا" ما در برخورد با نشرياتي همچون پيام دانشجو، ايران فردا، راه نو و ... ابتدا شاهديم که عناصر لباس شخصي و گروههاي فشار اقدام به تهديد و حمله به دفاتر مطبوعاتي مينمايند و پس از آن چنانچه اين ارعاب مؤثر نيفتد قوه قهريه جنبش کار خود را به اتمام مي رساند.
به کارنامه درخشان جنبش فاشيستي ذوب در ولايت با هم نگاهي مياندازيم؛
آتش زدن کتابفروشيها
حمله به دفاتر مطبوعاتي
حمله به تجمعهاي سياسي با کابل و پنجه بوکس
تهديد کردن اساتيد و دانشجويان به شمعآجين نمودن
آوردن دار و کشاندن نيروهاي مسلح به دانشگاهها
وبه گروگان گرفتن توريستهاي خارجي
جنبش فاشيستي ذوب در ولايت همواره با تهديد به مرگ و يادآوري نمودن "نواب زنده است!" به جامعه اعلام مينمايد که؛ ما مصلحت جامعه و شما را بهتر از خودتان "تشخيص" ميدهيم پس يا به "راه راست" که همان راه "مصلحت" است بيائيد وگرنه با چماغ ميبريمتان ...
اما خشونت درمان بيچارگي است و درد بي درمان فروپاشي قدرتهاي ديکتاتوري است.
خشونت، خشونت است. قانوني و غير قانوني. تئوريزه شده و غير تئوريزه شده هم ندارد و از بذر خشونت ثمري هم جز خشونت برداشت نميشود. در دنياي مدرن نيز هيچ کسي حق ندارد به صرف اينکه خود را حق و مکتبي و ولايتمدار و...بداند ديگران را باطل انگارند و دست به خشونت بزند و در صدد حذف مخالفات خويش برآيد.
چرا که اگر اينچنين شود بيشک به دروازهاي وارد شده است که روزي موسوليني و هيتلر و صدام وارد شدهاند. ديکتاتورها گرچه يکي بعد از ديگري ميآيند ولي ديري نميپايد که يکي بعد از ديگري ميروند و جنبش فاشيستي ذوب در ولايت نيز از اين قاعده مستثني نخواهد بود.